تبليغاتX
شب بی ستاره
شب بی ستاره
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
دوستان بی ستاره
دانلودها






در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست

مثل آرامش بعد از یک غم

مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست

من به آن محتاجم...


موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/02/26 ] [ 11:32 ] [ شقایق ]







تا چشمانت را دیدم دلم لرزید

تا تو را دیدم دیگر چشم هایم جز تو کسی را ندید

پرنده تنها از قفس دلم پرید

قلبم صدای تپش های قلبت را شنید

سرنوشت لبخندی زد و گفت:

شما عاشقید...


موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/02/13 ] [ 13:50 ] [ شقایق ]
َطریقه عروسی رفتن پسرا:

اگه دو سه هفته قبل بهشون بگی یا دو سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!

روز عروسی َساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش میافته که بله...عروسی دعوتیم..!بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشدش...! می پره تو حموم... توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!) ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت...! تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگا می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..! کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بود رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!)

ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!


حالا طریقه عروسی رفتن دخترا:

دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی ذهنیش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره...
 
اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...

حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه... حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...!

البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه...
یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرمی! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) این ماسک ها برای شفاف سازی!( ببخشید سیاسی شد!) پوسته...

البته حتما توی این مدت یه تمرین رقصی هم می کنه، تا بدنش از خشکی در بیاد و اون روز حسابی بترکونه!( ببخشید، دل ربایی بکنه!) خوب، روز موعود فرا می رسه!

ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم، بعد از " اپیلیدی"! و استحمام که 2 ساعت طول می کشه...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر...
 
توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده( البته حتما روزهای قبل مد موهای زیادی رو دیده، یا از تو fashion tv یا moda tv و... یا internet...اما هنوز به نتیجه ای نرسیده!!) آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه...
 
بعد شروع می کنه به آرایش کردن...! صد مدل خط چشم و خط لب می کشه و پاک می کنه! ساعت 5 بعد از ظهر بالاخره به نتیجه ای می رسه و می تونه برحسب رنگ لباسش یه آرایش خوبی داشته باشه!! بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!! ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!! ...


این پستو مهرداد عزیز تو مرداد ماه گذاشته بود و من چون ازش خوشم اومد دوباره گذاشتمش.

به امید روزی که مهرداد دوباره برگرده پیشمون....


موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/02/09 ] [ 15:19 ] [ شقایق ]
سلام به همه دوستانم ببخشید که این مدت نتونستم هم اپ کنم هم درست بهتون سربزنم امیدوارم که به بزرگواری خودتون منو بخشیده باشید  امشبم که امدم میخواستم بهتون بگم که من شاید دیگه اصلا نتونم بیام وهمه شماهارو دوست دارم و از همه شماهایی که توی این مدت درکنارم بودین و منو تحمل کردین ممنونم و اگر توی این مدت با مطالب و حرفایی که زده شد ناراحت شدین امیدوارم منو ببخشید منظور خاصی نداشتم و فقط میخواستم که یک محیط شاد و طنز ایجاد کنم تا شاید برای یک مدت کوتاه غم و غصه هامونو فراموش کنیم دیگه سخت تر از این نمیخوام بکنم براتون و در آخر جا داره که از شقایق عزیز که توی این مدت با من همکاری لازم رو داشت تشکر کنم و امیدوارم که منو ببخشه.

در ضمن یه خواهش کوچولویی ازتون دارم اینکه توی این مدت همینجوری که به من لطف داشتین و سر میزدین و با نظرای گرمتون منو یاری میکردین از این به بعد هم همینطور باشه

اصلا دوست ندارم که خداحافظی کنم و به امید اون روزی که دوباره بتونم برگردم بین شما دوستان گلم.

[ 91/02/01 ] [ 23:5 ] [ مهرداد ]

و من...

و من همچنان تنهایم

و این تنهایی تاریک و تلخ را هیچکس

بله هیچکس درک نمیکند

هنوزهم من در پیچ و خم نادانسته هایم پرسه میزنم

هنوز راه حلی برای این دلتنگی ملال آور و مرگ آور پیدا نکرده ام

خسته از این راه بی پایان

خسته و رنگ پریده از وحشت بی تو بودن

هنوز در گیرودار احساسم دست و پا میزنم...




موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/01/27 ] [ 16:21 ] [ شقایق ]
ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند...

پابه پایت می آیند آنقدر که گاهی سماجتشان در همراهی حوصله ات را سرمیبرد

اما کافیست تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد

تا برای همیشه رد پایت از حافظه ضعیفشان پاک شود

ما از نسل ماسه ها نیستیم...

از نسل صدف هاییم...

صدف هایی که به پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هرگوش شنوایی

زمزمه میکنند...




موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/01/20 ] [ 15:54 ] [ شقایق ]

خبری توسط انجمن نقاشان حرفه ای ایران 

وابسته به انجمن بین المللی نقاشان حرفه ای جهان

 International Association of Professional Painters

منتشر شد که متن  خبر این است:

انجمن نقاشان حرفه ای ایران کسب عنوان *****Gold Member***** در انجمن بین المللی نقاشان حرفه ای جهان (International Association of Professional Painters ) توسط یوسف عبدی نژاد

و کسب عنوان Silver Member در انجمن نقاشان حرفه ای ایران (Iranian Association of Professional Painters ) وابسته به انجمن بین المللی نقاشان حرفه ای جهان توسط  احمد مرشدلو -  ناصر پلنگی – زندی زندیه -  آناهید کسمایی – بهاره خلیقی – تیری گویهو – فرهاد هدایت – جهانبخش طوقانیان – عادل یونسی و مسیمو فونتانا

را به این هنرمندان بزرگ و تمامی هنرمندان ایران تبریک می گوید.


این پستو بخاطر عموی عزیزم گذاشتم و موفقیتشو بهش تبریک میگم.وبش تو لینکام هست اگه دوس داشتین ببینین.درضمن خوندن پست مهرداد (پست قبلی) فراموش نشه!


موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/01/18 ] [ 20:18 ] [ شقایق ]

بوسه یعنی وصل شیرین دولب.

 

بوسه یعنی عشق در اعماق شب.

 

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق.

 

بوسه یعنی آتش و گرمای تب.

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی.

 

لذت از شب لذت از دیوانگی.

 

بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق.

 

طعمه شیرینی به رنگ سادگی .

 

بوسه آغازی برای ما شدن.

 

لحظه ای با دلبری تنها شدن.

 

بوسه آتش میزند بر جسم و جان .

 

بوسه یعنی عشق من ، با من بمان.

 

شرم در دلدادگی بی معنی است .

 

بوسه بر میدارد این شرم از میان.

 

طعم شیرین عسل از بوسه است .

 

پاسخ هر بوسه ای یك بوسه است .

 

بوسه را تكرار می باید نمود.

 

بوسه یعنی عشق و آواز و سرود.

 

بوسه یعنی وصل جانها از دو لب.

 

بوسه یعنی پر زدن ، یعنی صعود

 

بوسه یعنی شادی و شور و نشاط .

 

بوسه یعنی عشق خالی از گناه.

 

بوسه یعنی قلب تو از آن من.

 

بوسه یعنی تو همیشه مال من.


موضوعات مرتبط: مهرداد
[ 91/01/13 ] [ 15:13 ] [ مهرداد ]

زمین ایمان آورد و جهان سبز شد. نام ایمان زمین بهــار بود.

veblog.jpg

نوروز: اثر یوسف عبدی نژاد

قداست ایران، بلندی دماوند،
اصالت نوروز، قدرت آرش، شرافت کاوه،
غیرت بابک، نجابت مازیار، زیبایی شیرین، عشق فرهاد،
شکوه جمشید، عمر پرسپولیس، منش کورش:
 پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را از اهورای پاک برایتان در این نوروز سپید آرزو می کنم.



موضوعات مرتبط: شقايق
[ 91/01/06 ] [ 0:8 ] [ شقایق ]

باری دگر زگنح گهر، آفریدگار                     آویخت  گوهری به گریبان روزگار

نو روزیی که چشم فلک خیره شد از آن              تا دید در درخشش آن  در شاهوار

وان کودک زمانه  که بودش فسرده جان          خرم شد و شکفته و دلگرم و نونوار

در روزگار گشت دگر گونگی پدید                 آمد بهار و کرد  سپندارمه, فرار

دی, گشت آب ریخته در پشت پار سال             ام , مجمر سپند  فرا راه  نو بهار

سرما برون خزید  زآوند  دار بن                   گرما نفس دمید بر انگشت شاخسار

باد آمد و غبار زروی زمان  سترد                 ابر آمد و زمین شد از آن باغ  و لاله زار

شد پهنه های دشت چرا گاه آهوان                  شد ژرفنای  دره گذر گاه  رود بار

تر کرد کام باد  فرا پاش   جشمه ها                 تن شست کوه, زیر فرو ریز  آبشار

پوشید تپه  مخمل  گلدار سبز رنگ                نوشید سبزه  شربت شیرین خوشگوار

بوسید برکه پای درختای سرو و کاج                 خندید گل زقلقلک  پنجه های خار

رقصید بید بن  زهبوب وهبوط باد                 سر بر کشید  سوی فلک قامت چنار

افتاد زلف سبزه به چنگ  نسیم صبح                شور و نوا نشست به گوش گل از هزار

رویید بذر عشق و محبت درون دل                 کوبید پای عشق ره جستحوی یار

چشم شکوفه  باز گشا شد به شاخسار               تا بنگرد چگونه توان بافت برگ وبار

گردید سبزه زار همه پهنه های دشت               تابید نور عشق به قلب امید وار

در شامه ها شمامه دمد  دم به دم شمیم            بر دوش هر نسیم نهد  نافه  کوله بار

آکنده کرده نکهت گلها فضای باغ                   بوم چمن  نگاره گرفته است از نگار

فرو شکوه یافته میهن ز فرودین                   فرهنگ ودین به دل دهد آرامش و قرار

ناظم همین بس است  زتوصیف روز نو         هر چند این  نمونه یکی باشد از هزار

 جانان !همییشه  هست امیدم:-نسیم صبح            بوی گل آرد و به شمایان کند نثار

یارب ببخش بر همه هممیهنان ما                عمر دراز و کام روا ، جشن پایدار

امروزتا ن همیشه بود  سبز تر زدی               امسالتان هماره بو د خوبتر زپار


سلام بر دوستان عزیزم امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشید من سال نو رو از طرف خودم و شقایق  که تا تعطیلات پیش ما نیستن تبریک میگم بچه ها همونطو ر كه ميدونين موقع سال تحويل چي  ميدددددددددددددددددددن؟؟؟ براي گرفتنش برين به ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: مهرداد
ادامه مطلب
[ 91/01/01 ] [ 8:45 ] [ مهرداد ]

00.jpg

این نقاشی رو عموی عزیزم از چهره من کشیده.

با این لینک میتونید توی سایت نقاشان حرفه ای جهان کاراش رو ببینید:

http://www.facebook.com/Virtual.Museum.World.Professional.painters


[ 91/01/01 ] [ 6:55 ] [ شقایق ]
روز رفتن میرسد

لحظه ی تلخ وداع

میروم , میروم تا انتها

تا تجلی دعا

میرسد روزی که از من , تنها

دفتری ماند بجا

خاطرات راه من

رد اشک و آه من

من روان تا انتها

تا تجلی دعا

جاری از سیل سرشک

مملو از آوای عشق

میرسد روزی که او

خواندم در برگ برگ دفتر اشعار من

خاطرات راه من

رد اشک و آه من

من روان تا انتها

تا تجلی دعا

تا سرآغاز ابد

تا تجلی خدا....

سلام به همه دوستای خوبم که دفعه قبل حسابی شرمندم کردن.من تا بعد تعطیلات نمیام.امیدوارم سال خوبی داشته باشین.دوستون دارم.اینم بوس عید!

موضوعات مرتبط: شقايق
[ 90/12/22 ] [ 17:4 ] [ شقایق ]
از رفتگر محله عیدی بگیرید.

گربه تون رو مدام از پشت بام به پایین پرت کنید تا پرواز کردن یاد بگیره.

سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه.

جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن کنید.

با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !

به دوست دکترتون بگین : مرض جدید چی داری ؟ !

به عنوان آخرین نفر در صندوق رأی حضور پیدا کنید و یک کبریت افروخته داخلش بیندازید.

نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید : من مرض دارم ، بیاین منو ببرید !

روز بازی پرسپولیس با استقلال ، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای بلند ، ابومسلم را تشویق کنید !

هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید یالا برو دبی .

پیراهن را روی کت بپوشید.

دقت کنید وقتی در مهمونی براتون نوشیدنی آوردند همه را اندازه بگیرید و بزرگترین رو انتخاب کنید تا کلاه سرتون نره.

ماست را با چنگال بخورید.

با موتور گازی تک جفپا رو زین بزنید !

زنگ در خونه ها رو بزنین بعد وایسین ببینید چی میشه.

سر جلسه کنکور بهترین وقت برای تخمه شکستنه.

برای روز اول دانشگاه روپوش مدرسه بپوشید و کیف جومونگ به پشتتون آویزان کنید.

سرتون رو به جای شامپو با سنگ پا بشورین تا خوب تمیز بشه.

جزوه های کلاسیتون رو با دوات و قلم نی بنویسید.

شب سال نو موهایتان را بفروشید و برای نامزدتان بند ساعت بخرید.

ریشتان را آتش بزنید تا کوتاه شود.

داخل خیابان بلندگو دستی بگیرید و بگید “پژو بزن کنار وگرنه گازت می گیرم”

دم در ورودی دانشگاه چند قالب صابون بذارید.

جهت اعتراض به استادی که شما رو انداخته کتابشو آتیش بزنید.

موضوعات مرتبط: مهرداد
[ 90/12/22 ] [ 10:1 ] [ مهرداد ]

در این دنیای خاموشی که کس کس را نمی بیند

در این دشت فراموشی که هیچش رحم در دل نیست

راهی نیست

یاری نیست

در این غوغای بی مهری

سهم عشق تنهاییست

هم صدایی نیست

اینجا آینه ها تاریکند

برگ ها زرد و خمود

دورها نزدیکند

مهرها بی مهرند

سازها خاموشند

رحم ها خفتیده

قلب ها خشکیده

نورها تاریکند

بخت را از خویشتن بیگانه سازم این زمان

که در این بخت مگر بی حاصلی نیست که نیست

راهی نیست

یاری نیست

در این غوغای بی مهری

سهم عشق تنهاییست...


موضوعات مرتبط: شقايق
[ 90/12/17 ] [ 12:36 ] [ شقایق ]

شاعر زن میگه :

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

شاعر مرد در جواب میگه :

به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین

 

سلام خوبین؟ من این شعر به درخواست یکی از دوستان گلم گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد

[ 90/12/15 ] [ 22:7 ] [ مهرداد ]

دلت تنگ است  میدانم ، قلبت شکسته است می دانم ، زندگی برایت عذاب است میدانم ،  دوری برایت سخت است میدانم … اما برای چند لحظه آرام بگیر عزیزم …
گریه نکن که اشکهایت حال و هوای مرا نیز بارانی می کند ، گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد … آرام باش عزیزم ، دوای درد تو گریه نیست!
بیا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگیری ، با گریه خودت را آرام نکن …!
با تنهایی باش اما اشک نریز ، درد دلت را به تنهایی بگو زمانی که تنهایی!
گریه نکن که اشکهایت مرا نا آرام میکند .! گریه نکن چون  گریه تو را به فراسوی دلتنگی ها میکشاند ! گریه نکن که چشمهایم طاقت این را ندارند که آن اشکهای پر از مهرت را بر روی گونه های نازنینت ببینند ، و دستهایم طاقت این را ندارند که اشکهای چشمهایت را از گونه هایت پاک کنند .! گریه نکن که من نیز مانند تو آشفته می شوم!
گریه نکن ، چون دوست ندارم آن چشمهای زیبایت را خیس ببینم!
حیف آن چشمهای زیبا و پر از عشقت نیست که از اشک ریختن خیس و خسته شود؟
ای عزیزم ، ای زندگی ام ، ای عشقم ، اگر من تمام وجودت می باشم ،اگر  مرا دوست میداری و عاشق منی ، تنها یک چیز از تو میخواهم که دوست دارم به آن عمل کنی و آن این است که دیگر نبینم چشمهایت خیس و گریان باشند!
زندگی ارزش این همه اشک ریختن را ندارد ، آن اشکهای پر از مهرت را درون چشمهای زیبایت نگه دار ، بگذار این اشکها در چشمانت آرام بگیرند …
عزیزم گریه نکن چون من از گریه هایت به گریه خواهم افتاد!
وقتی اشکهایت را میبینم غم و غصه به سراغم می آید!
وقتی اشکهایت را میبینم حال و هوای غریبی به سراغم می آید !
وقتی اشکهایت را میبینم ، از زندگی ام خسته می شوم!
وقتی اشک میریزی دنیا نیز ماتم میگیرد ، پرندگان آوازی نمیخوانند ، بغض آسمان گرفته می شود ، هوا ابری می شود و پرستوهای عاشق خسته از پرواز !
گریه نکن عزیزم… آرام باش عزیزم … سرت را بر روی شانه هایم بگذار عزیزم و درد و دلهایت را در گوشم زمزمه کن عزیزم … من می شنوم بگو درد دلت را عزیزم!

[ 90/12/13 ] [ 19:27 ] [ مهرداد ]
[ 90/12/09 ] [ 16:8 ] [ مهرداد ]
عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)


عروس لوس: بع..........له...
 


عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)

 
عروس خارج رفته:
با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه)
عروس خجالتی: اوهوم (قابل توجه بعضیا)
 
 
عروس پاچه ورمالیده:
به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)
 
 
عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم
 
 

عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که مادر منو **** این ستاره ها یه حرف بدی بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کردیم)


عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ... (با عرض تشکر از داش اسی عزیز)
 
عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر میسوزه که احتمالا توی حجله عروس خانوم یه دور براش مفاتیح رو ختم میکنه تا بعد ... استغفر ا...)
 
 
عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشونبهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه و نمیخوای نخواه...)
[ 90/12/04 ] [ 21:5 ] [ مهرداد ]

این تست در بیمارستان سنت مری امتحان شد و نتیجه ی آن کاملاً دقیق است.

در عکس زیر ۲ دولفین کاملاً یکسان از آب بیرون پریده اند.

بر اساس تحقیقات روانشناسان، با وجود این که این دو دولفین کاملاً مشابه یکدیگر هستند.

ولی افرادی که دارای استرس هستند احتمالاً متوجه تفاوت هایی بین آن دو خواهند شد.

هرچه تعداد تفاوت هایی که فرد مشاهده می کند بیشتر باشد نشان دهنده ی شدت استرسی است که فرد تجربه می کند. به عکس زیر دقت کنید و اگر بیش از ۲ تفاوت بین این دولفین ها مشاهده کردید احتمالاً به یک مسافرت طولانی نیاز دارید.


ادامه مطلب
[ 90/11/29 ] [ 8:35 ] [ مهرداد ]
و خداوند جهان را ، آسمان را ، طبیعت را و مرد را زیبا آفرید … البته زن را هم آفرید ، اما براشون وسایل آرایش رو هم آفرید !
( نگفتم زنا زشتن ، گفتم فقط وسایلش رو آفرید تا زیباتر تر شن ! )

آثار هنریه زنده !

معیار زیبایی در زمان های مختلف متفاوت بوده … میگن تو زمان مصر باستان زن ها برا اینکه زیباتر شن ، خودشون رو کچل می کردن . هر چی کچل تر ، زیباتر … بعد واسه جبران کچلی ، کلاه گیس میزاشتن !

( حالا چه کاری بود که هم کچل کنن ، هم کلاه گیس بزارن … شاید احتمالاً چون آرایشگر زنانه نداشتن به همچین اقدامی دست می زدند )

تو زمان ایران قدیم هم می گفتن اگه زن هرچی صورتش گرد تر بود و ابرو کمانی تر ، جذاب تر به نظر می رسید ( بهش در اصطلاح میگفتن : ماهرخ یا یه همچین چیزایی ) حالا اگه گوشه ی لبش هم یه خال داشت که دیگه همه واسش میمردن !! ( اه اه ، خدایی چقدر خوب شد دور و زمونه عوض شد )

حالا ازین حرفا که بگذریم ، دخترها و آرایششون به چند دسته تقسیم میشن :
۱) بی نیاز : خداوند عالم این دختران را به طور پیشفرض زیبا آفریده . لامصب هرچی بیشتر نیگاشون می کنی ، کمتر عیب و نقص درشون پیدا می کنی !! این ها دیگه اگه دست نزنن به خودشون سنگین ترن و اگه دست بزنن ، به نظر من در کار و هنر خدا دخالت کردن …

۲) کم نیاز : دختر هایی با چهر های معمولی که اگه مقداری به خودشون برسن ، خیلی خیلی تو اجتماع تحویل گرفته میشن ! اعتماد به نفسشون به طور عجیبی بالا میره و خلاصه خیلی خوبه و خوشبحالشون میشه !

۳) پر نیاز : کسایی هستن که … خب ، چطو بگم … چیزه ، اینطور میگم : عزیزانِ من ، مهم اینه که دل آدم پاک باشه ( از بقیه ی این قسمت صرف نظر شد )

۴) پر کارها! : از اسمشون معلومه … دیدین گریمور ها برا گریم یه بازیگر بعضی اوقات یکی – دو ساعت وقت میزارن ؟ حالا این قبیل از خانوم ها ، اینجوری رفتار می کنن . طوری که وقتی از جلو میز آرایش پا میشن ، لایه ای به ضخامت یک سانتیمتر روی پوست صورتشون رو پوشونده ! البته اسم دیگه ی این قشر ، افراطیون و اغراقیون نیز می باشد !

( گفته شده کسانی در جامعه بوده اند که از همین شیوه ی پُرکار به شدت به نفع خودشون استفاده نموده و به مدت چندین ماه سر دوست پسرشان را شیره مالونده و با او هم ازدواج نموده اند … در حالی که فردای روز عروسی ، شادوماد به لایه ی زیرین آرایش پی برده و مجاب به هزینه ی هنگفت عمل جراحی روی پوست صورت عروس خانوم گردیده ! )

این مانکنه ، مال منه !

آرایش کجا کاربرد داره و چرا ؟
البته واضح و مبرهن است که کاربرد آن در جشن ها و عروسی ها بیشتر است ، چرا ؟
پُز ، چشم و همچشمی ، اقدس اینو پوشیده بود ، مال من بهتر بود ، فرنگیس اون همه خرج آرایشش کرده بود ، شده بود یه پارچه ایکبیری ! شوشو انگار به جای لباس نخ پوشیده !!! :-”

یکی از میون جمع داد زد که نخیر ، هیچم اینجوری نیس ! که با زیباییه خودمون میخوایم چش پسرا رو دراریم !!
منم میگم : نمیدونم تو شهر های مختلف و تو فرهنگ های مختلف قضیه چجوریه . اینکه همه جا مختلطه یا دیوار کشیه و مردا این ور ، زنا اون ور ؟

ولی بارها تو عروسی هایی بودم که زنها و مردا جدا جدا داشتن واسه خودشون شادی می کردن و این روال تا آخر عروسی همینجوری پیش رفته ( زنها دست و رقص ، مردا چایی و صحبت در باره ی گرونی و سیگار ! )
و من موندم که این خانوما واسه چی آرایش کردن ؟! اصلاً واسه کی ؟!! ( و در ادامه به نتیجه ی بالا رسیدم … اقدس و فرنگیس و نخ ! )

از آرایش مهمونا که بگذریم ، میرسیم به آرایش عروسا …
بازم همیشه یه چیز دیگه برام سوآل بوده . چرا تا این اندازه افراط میشه سر آرایش عروس ؟؟؟
طفلک داماده قبل عروسی با یه نگاه عاشق دختره شده ، ولی کسی که از آرایشگاه میاد بیرون اصلاً یکی دیگس !!! ( که گاهی اوقات عواقب ظاهریش تا بعد از عروسی هم باقی میمونه )

گاهی اوقات عروس فامیلمونه هااا ، ولی شک می کنم که خودشه یا نه ! این جمله ایه که بعضی اوقات بکار میره :
” اینقد خوشگل بود و نمیدونستیم ؟!!
هم من میگم ، هم آقا داماده

پروتز !

چیز فجیعی هم که مد شده و خیلی رو اعصاب منه ، تیغ زدن ابروئه … طرف ابروهاشو تیغ میزنه ، دوباره با مداد روش میکشه یا تاتو میکنه ! ( مصریا هم یه همچین کاری میکردن … یادتونه ؟ کچل میکردن و اینا )
دیگه این طرف نمیگه اگه احتمالاً یه درصد بد تاتو شه یا بخواد مدلش رو عوض کنه چکار باید بکنه ؟
(که البته از بالا خبر رسید که قابل بازگشته … اما چرا عاقل کند دخالت در کار خدا ؟! )

حالا دقیقاً نمیدونم این سلیقه ی عروس خانومه یا آقا داماده که میگن تیغ بزنی خوشگل میشی ! اما انگاری تو یه آرایشگاه زنونه عروس خانومه زیاد میل به تیغ زدن همه ی ابرو هاش نداشته ، شادوماده که میاد ببرتش ، میتوپه بهش که چرا همه ی ابروهات رو بر نداشتیییی !!!! آی خدااا ، آخه این چه زندگی ایه !

به نظر من هرچیزی اندازه و جای خودش رو داره . معروفه ذاتاً دخترای ایرانی بدون آرایش هم زیبا هستن . آرایش مال زنها و دخترای … مثلاً انگلیسیه که سرشار از کک و مک هستن ، آلمانی ها ، اوگاندایی ها ، سرخپوستا و این جور جاها.
(خلاصه آقایون ، خانوما ، خودتون باشین :)

[ 90/11/24 ] [ 15:58 ] [ مهرداد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

♥شادي را هديه كن حتي به كساني كه ، آن را از تو گرفتندღ
ღعشق بورز به آنهايي كه ، دلت را شكستند♥
♥دعا كن براي آنهايي كه ، نفرينت كردندღ
ღو بخند كه خدا هنوز ، آن بالا با توست♥
پست نویسندگان
تصویر

امکانات وب





Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت